بسپارین به اهلش! - تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 9:45
چقدر مزخرفه این همه ادعاهای دونستن!!خوشبختانه دور و ورمون پر شده از آدم هایی که خیلی بلدن و طوری راجب یه قضیه نظر تخصصی میدن که انگار سال های آزگاری رو صرف مطالعه و پژوهش در اون زمینه کردن!! جمع کنین بابا!! یه فضای مجازی که اطلاعان لخت و پراکنده سطر به سطر میده بهتون که این همه بریز بپاش نداره!! سرت
چرا مهمه ؟! - تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 9:45
آدمای فانتزی ...بعضی وقتا میخوام مث اینا باشم...مثل اینایی که همه چیه زندگی رو با عینک رنگی مخصوص خودشون میبینن.....و عین خیالشونم نیست که مثلا خاورمیانه ای که ما توش هستیم چیشده و چی میشه....یا مثلا تو فلان شهر اونقد ریشتر زلزله اومده....یا چرا آدما تو روابطشون "منیت" شدیدی دارن..... اما نمیدونم چر
میخوام بجنگم!! - تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 9:45
میخوام یه مبارز واقعی باشم!!در برابر تمام حق و ناحق هایی که اطرافمو پوشونده...از کرایه تاکسی که بیشتر ازم میگیرن تا صندلی های قطار مترو....از قضاوت نابجای استاد از طرحم تا خودخواهی ها و انحصار طلبی های پدرم....از غذای بی کیفیت رستوران ها تا روغن پالم!! میخوام در برابر همه بایستم! میخوام داد بزنم و ب
تمام آسمان من پر از شهاب میشود - تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 9:45
امشب از اون شب ها بود که نوشتن میخواستاز اون شب ها که کمتر حرف میزنی خلوت میکنی با خودت دلم اهنگ فروغی میخواست...شاملو...فرهاد...چارتار فریدون جان فروغی میخوند "انگار دستات سرد سردن...انگار چشمات شب تارن..." یا شعرهای فروغ فرخزاد عزیزم....... "نگاه کن که غم درون دیده ام چگونه قطره قطره آب میشود نگاه
نارسیسم - تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 5:06
در افسانه های قدیمی یونان داستانی آمده که مردی از فرط عشق ورزیدن به خود نتوانست به کس دیگری عشق بورزد. او عاشق تصویر رؤیایی که برای خود ساخته بود شده بود. در حقیقت عاشق و مشعوق در یک کالبد انسانی قرار گرفته بودند. یک روز در کنار یک دریاچه تصویر خود را در آب دید و چنان جذب و مدهوش این تصویر شد که خود
عاقبتمون بخیر !! - تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 5:06
شب قدر امسال قدر داشته هامونو بیشتر بدونیم...از اینجای دنیا به بعد حداقل....قدر همو بدونیم قدر خودمونو بدونیم...قدر خانواده و دوستانمونو بدونیم قدر سلامتی مونو بدونیم.... خداجون سرنوشتمو جوری کن که آخرش خوشحال باشم از سال هایی که زندگی کردم ، نه عذاب وجدانی باشه نه حسرتی و نه پشیمونی...هم خودم راضی
مهم ترین کاری که تو زندگیم کردم چیه؟! - تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 5:06
در خونه رو باز کرد.یه سلام آروم زیر لبی(انگار خودش هم نشنید چی گفت) مستقیم رفت تو اتاق خواب.کیفو همونجا دم در ول کرد.مقنعه رو از سرش کشید بیرون.عینکشم پرت شد اون طرف.گوشه اتاق نشست و زانو هارو بغل کرد...خیره شد به روبرو...کجا؟نمیدونست...فقط به این فکر میکرد که "دیگه همه چی تموم شد؟"..."دیگه آخرشه؟".
هجوم خاطرات - تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 5:06
+امشب چرا انقد همه چی داره بد پیش میره؟کاش مهربن تر میشد همه چی_حرفای جدیه . همیشه که همه چی گل و بلبل نیس عزیزم +آره خب...ولی من دوست دارم... _کافی نیس #هم_فرکانس . . . بعضی وقتا خاطراتت یادت نمیان ، هجوم میارن بهت.تو غرق میشی و همینطوی دنبال یه ذره اکسیژنی ، اکسیژن هم نیس دیگه خاطراتمو دست کم نمی
توقعات - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 5:21
این جا صرفا حرفایی زده میشه که نیاز به فریاد کردن داره...نیاز داره انعکاسش بره و بره و بره تا به خدا برسه...به ته ته آسمونا....جایی که یکی صدای دل آدمو بشنوه....
شیشه تنهایی من - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 5:21
وقتی خواستی بیای تو شیشه تنهاییم ، هشدار دادم که تا همیشه تنها بودم ، که تنهایی رو خوب میفهمم ، که هر آدمی یه جزیره تنهاس ، بازم اصرار کردی...ای کاش چشم رو اصرار هات میبستم...نه تو تونستی منو از تنهایی بکشی بیرون نه من تونستم باهات جمع بشم...آدم عاشق کله خراب میشه...و گرنه حرف که صرفا یه ادعاست...اد...
گرگ و گوسفند - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 5:21
اینکه در برابر تندباد های زندگی چقدر ضعیف هستیم ،اینکه چقدر راحت دلمون میشکنه چقدر راحت رنجور میشیم و چقدر راحت میشه متاثر بشیم ، نشون از سادگی و بی آلایشیه . که البته به خودمون مربوطه! و انقدر که خیلی ها تلاش میکنن بین ضربه هاشون به آدم نفس هم نکشن ، فقط یه نتیجه داره ، بی حس شدن !...دیگه بعد یه مد
من دختر بابامم !! - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 5:21
مامان شدن انتخاب واقعا سختیه...اصلا زن بودن کلا سخته...همش مسئولیت و ایثاره...رسیدگی به امور خانه...رسیدگی به امور خانواده...رسیدگی به حالات روحی و جسمی تک تک اعضای خانواده...مامانمو خیلی دوس دارم...اصلا زندگی کرده تا حالا؟! یا فقط زن خونه بوده؟! زن بودن یه انتخابه...مونث بودن یه جنسه...مرد و مردونه
منه مسلح!! - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 5:21
درسته که روزگار مثل قبل ساده نیس (طبیعت زندگیه ، هر روز یه پله بالاتر و یه درجه فشار بیشتر) ، اما میشه یکارایی کرد...حالا بیا و هی بگو دنیا چنین و آدم ها چنان...تاثیری نداره...یه زره تن کردم از جنس "به من چه" یه کلاه هم سر خودم گذاشتم از جنس "برام مهم نیس" ! حتی مقابل خودم هم مسلح شدم! اون صداهای مز...
هنرمند - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 5:21
چه هوای غریبی بود امشب...کاش شما هم نیم ساعت 40 دقیقه میرفتین تو هوای آزاد مثل من...دست هارو باز میکردین...انگشت ها...تا باد از بینشون رد شه و یه عالمه حس خوبو تزریق کنه....با یه آهنگ آرووم زندوکیلی...که میگه "ای به دل آشنا...تا که هستم بیا ...وای من اگر نیایی...." و فکر و فکر و فکر.... یه چیزی سراس
به صدای درونت گوش بده - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 5:21
صدایی درونِ تو هستکه در تمامِ طولِ روز آهسته میگه:"حس میکنم این کار درسته،میدونم این کار اشتباهه." هیچ معلم، مشاور، پدر و مادر، دوستیا آدمِ دانایی نمیتونه تصمیم بگیره که چی واست درسته!فقط به صدایِ درونت گوش کن ... тαɢε: صدای درون
استاد فاطمی - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 5:21
یه استادی هم داریم که بیشتر اینکه سازه های فلزی و بتنی رو ازش یاد بگیرم ، سازه ی زندگی ازش یاد گرفتم! بدجوری حرفاش تاثیر داره رو من !مثلا میگن : "تو هر تصمیمی هم gain وجود داره هم miss... آدم موفق اونیه که براش miss < gain باشه. اگر فکر نکنی چکار کنی ، یکی دیگه برات پلن و برنامه میریزه... کجای ای
مادر من... - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 5:21
وقتی بهت گفتم در عین با بقیه بودن تنهام...وقتی بهت گفتم کسی حرفامو نمیشنوه...وقتی بهت گفتم پیشم باش ، کنارم باش ، حواست بهم باشه...خدا جون وقتی از ته قلبم ازت خواستم حرفامو بشنوی و دوسم داشته باشی ، تو مامانمو بهم نشون دادی ! مادر !....چقدر بد که تا الان ، اینطور که الان میبینمش نمیدیدم! ممنون که به
تولدم مبارک - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 5:21
من بهار زاده امصبحی از نیمه های خرداد همان وقت که مادرم را دردی از شب پیش چنگ میزد همان وقت که عزا بود و محرم! تاسوعا! درد شکفتن با گریه ی زیستن شد "من"..... من تنها آمدم تنها میروم در این بین هم جزیره تنهای خودم هستم اما... معجزه ای که یقین میدانم هست...تولدم...مبارک тαɢε: تولد, تولدم مبارک